اخذ نماینده فعال از سراسر کشور

چرا شرکت ها به هوش تجاری نیاز دارند

choroomi | 94/2/19


در دهه های گذشته، شرکت ها هزینه های بسیاری برای پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP)، سامانه های ارتباط با مشتری (CRM) و ابزارهای تجمیع داده ها (Data Warehousing) متحمل شده اند. این کار حجم عظیمی از داده ها را در پایگاه های داده آنها محصور کرده است. اکنون صاحبان کسب و کار با اعمال فشار به واحد فناوری اطلاعات (IT) از آنها می خواهند که این اطلاعات را از بند آن سیستم ها رها سازند تا برای مدیران قابل استفاده باشد.

ما به اطلاعات نیاز داریم، ولی هرچه داریم داده خام است

این سخن مدیرانی است که اغلب از این وضعیت شکایت می کنند. اگر فناوری اطلاعات یک کار را درست انجام داده باشد، آن امکان جمع آوری تمام داده های موجود و قابل تصور است. از داده های نوشته شده روی کاغذ یا تایپ شده در کامپیوتر گرفته تا تصاویر و امضاها و ... ما امروزه حتی صدا و تصویر را هم ضبط و آرشیو می کنیم.

زمانی مدیر یک شرکت بین المللی به من گفت:

"داده ها دارند از چشم و گوش من بیرون می زنند. من نمی دونم چطور از آنها بهره برداری کنم."

راهکارهای مقطعی سال هاست که وجود دارند، من واژه "مقطعی" را به کار می برم چون این راهکارها فقط بخشی از مشکل را در یک مقطع زمانی حل می کنند؛ و فروشندگان این محصولات برچسب ابزار هوش تجاری (BI Tools) روی آن زده اند.

ویکی پدیا هوش تجاری را به مجموعه نرم افزارها و فناوری هایی اطلاق می کند که برای جمع آوری، دسترسی و تحلیل داده ها و اطلاعات عملیاتی سازمان مورد استفاده قرار می گیرند.

هدف ابزارهای هوش تجاری این است که هر کسی در حوزه اطلاعات خود بتواند تصمیمات بهتری اتخاذ کند. ولی متاسفانه مشکلاتی در مورد ابزارهای هوش تجاری سنتی وجود دارد

هوش تجاری در ارتباط تنگاتنگ با گزارش گیری است؛ و معمولا افراد معدودی در سازمان هستند که توانایی و دسترسی ساخت گزارش ها را دارند. این افراد بعضا از این "قدرت کنترل" برای تثبیت جایگاه خود و یا سوء استفاده از دیگران استفاده می کنند. از آن مهمتر، تخصص های این چنینی اگرچه تضمین و امنیت شغلی برای آن افراد ایجاد می کند؛ ولی کل سازمان را دچار نارضایتی از ابزارهای خریداری شده می کند و این باعث می شود که از آن فاصله بگیرند و دیگر روی آن سرمایه گذاری نکنند.

شکست ابزارهای هوش تجاری بر پایه دو چیز استوار است: یکی اینکه بخش های مختلف کسب و کار بین نیازهای خود و ابزارها، رابطه درستی برقرار نمی کنند، دیگری اینکه بخش فناوری اطلاعات، سوالات صحیح را از آنها نمی پرسد.

وی.آر. سریوستان، معاون جنوب آسیا در شرکت Business Objects می گوید:

"نسل های قبلی هوش تجاری ارزش مدیریت و تحلیل مفهومی از سرمایه اطلاعاتی هر سازمان را درک نکرده بودند. ولی این نقص هم در بعد تکنولوژی هم بعد کسب و کار در حال برطرف شدن است. بلوغ این دو بعد منجر به تبدیل هوش تجاری به یک فرآیند کلیدی در کسب و کارهای امروزی شده است."

آرزوهای ما در هوش تجاری:

سوگانتی شیوکومار (Suganthi Shivkumar) معتقد است که مدیران کسب و کار ابزاری می خواهند که اشراف آنها را نسبت به طبیعت پویای بازار جهانی افزایش داده و به مدیران در شناسایی نقاط سودآوری کمک کند. آنها از IT انتظار دارند که اطلاعاتی را که در تله سیستم های عملیاتی موجود در سازمان قفل شده اند، رها کند.

"امروزه نهادهای نظارتی و جو کسب و کار بسیار بی رحمانه عمل می کنند، به طوری که هرگونه انحراف از انتظار یا مغایرت مالی ممکن است به عنوان تخلف یا سوء مدیریت تعبیر شود. این مساله شرکت ها را مجبور کرده که دقت بسیار زیادی در برنامه ریزی و فرآیندهای گزارش دهی به کار ببرند. ایجاد گزارش های دقیق و مطمئن از فاکتورهای بسیار مهم انتخاب نوع ابزار هوش تجاری به شمار می رود."

داشتن یک نسخه واحد از واقعیت نیز به همان اندازه مهم است. در نهایت همه سازمان ها می خواهند تصویر واضحی از عملکرد خود داشته باشند. این تصویر شامل پیش بینی دقیق تقاضا، درآمد و هزینه ها جهت استقرار بهینه منابع و سرمایه گذاری روی فرصت ها خواهد بود.

ظهور هوش تجاری به عنوان یک ابتکار استراتژیک در لیست اولویت های سرمایه گذاری شرکت ها قرار گرفته است، اما به دلیل تنوع و بعضا اختلاف در اهداف میانی سازمان (اهداف دپارتمان های مختلف)، ممکن است به سادگی اهداف کلان سازمان از دید خارج شده و به سمت اجرای ابزارهای هوش تجاری (معمولا با خریداری ابزارهای آماده از شرکت ها) برای رفع آن نیازهای میانی حرکت کنیم. نتیجه خالص این استراتژی، گسترش سیستم های نابرابر و ناهمخوان است که نه تنها با یکدیگر خوب ارتباط برقرار نمی کنند، بلکه مسائل را پیچیده تر نیز می کنند.

خبر خوب این است که با وجود ابزارهای هوش تجاری نه چندان کارآمد گذشته، مدیران و صاحبان کسب و کار هنوز معتقدند هوش تجاری نقش بسیار مهمی در بازار رقابتی امروز ایفا می کند. فشار رقابتی بازار جهانی، ادغام کننده ها و شرکت هایی که شرکت های کوچک تر را جذب می کنند، باعث می شوند تا شرکت ها دائما در حال تغییر ساختار و پیدا کردن روش های جدید سودآوری باشند. صاحبان کسب و کار نیاز به دیدگاهی عمیق دارند تا به آنها برای هدایت کسب و کار در این فضای آشفته کمک کند.

در دهه های گذشته، شرکت ها هزینه های بسیاری برای پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP)، سامانه های ارتباط با مشتری (CRM) و ابزارهای تجمیع داده ها (Data Warehousing) متحمل شده اند. این کار حجم عظیمی از داده ها را در پایگاه های داده آنها محصور کرده است. اکنون صاحبان کسب و کار با اعمال فشار به واحد فناوری اطلاعات (IT) از آنها می خواهند که این اطلاعات را از بند آن سیستم ها رها سازند تا برای مدیران قابل استفاده باشد.

امروزه دیگر ساخت گزارش در زمان تعیین شده به تنهایی کافی نیست. بلکه دقت و یکپارچگی گزارش ها از اهمیت فوق العاده ای نسبت به گذشته برخوردار شده است.


متن کامل را در وبلاگ مطالعه نمایید. »

منابع و مراجع:

http://www.articlesbase.com/information-technology-articles/why-companies-need-business-intelligence-320561.html

نظرات کاربران


برای ارسال نظر، لطفا با نام کاربری و رمز عبور وارد سایت شوید. یا در سایت ثبت نام کنید.